تبليغاتX
عاشقانه
تقدیم به تمام ملل جهان بخصوص ملت قربانی کردستان
 ورزی ئه وین(فصل عشق)
ss
|+| نوشته شده توسط کاردوو در 88/02/12  |
 گوشه ای از سرزمینم کردستان
|+| نوشته شده توسط کاردوو در 88/02/12  |
 معجزه
|+| نوشته شده توسط کاردوو در 88/02/12  |
 بی تو هرگز با تو هم بابام نمیزاره
|+| نوشته شده توسط کاردوو در 88/02/12  |
 به نام عشق
به نام عشق

 

از غم خبری نبود اگرعشق نبود

دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود ؟

بی رنگ تر از نقطه موهومی بود

این دایره کبود اگر عشق نبود

از آینه ها غبار خاموشی را

عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود

در سینه هر سنگ دلی در تپش است

از این همه دل چه سود اگر عشق نبود ؟

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود ؟

دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سرگردانی

 تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود ؟

|+| نوشته شده توسط کاردوو در 88/02/12  |
 معنا عشق
عشق یعنی............

عشق یعنی دو کبوتر پرواز

عشق یعنی دو قناری آواز

عشق یعنی من و یک دنیا حرف

عشق یعنی تو و یک عالم راز

عشق یعنی دو نگه یک برخورد

عالمی حرف ولی در ایجاز

عشق یعنی دو غزل تنهایی

مثنویهای پر از سوز و گداز

عشق یعنی سخن دل گفتن

به اشارت به کنایت به مجاز

عشق یعنی تو مرا می رانی

من به صد حوصله می آیم باز

بی تو من کهنگی یک پایان 

 با تو من تازگی صد آغاز

 

سوال عشق

معشوق ز عاشق پرسید:

به کدام عاشق تری خود یا من ؟

و عاشق پاسخ گفت :

از بهر خود مردهام و از برای تو زنده ام

نام و نشانم را از کف داده و حضورم تنها به خاطر توست

آموخته هایم را از یاد برده و همه چیز را در نگاه تو آموخته ام

تمام توانم را از دست داده و از نیروی تو توانمند شده ام

عاشق تو هستم عاشق خود هستم

عاشق خود هستم عاشق تو هستم

 

یه هشدار عاشقانه

هرگز مپن دارید که سکان عشق را می توانید به دست بگیرید و آنرا

هدایت کنید بلکه این عشق است که اگر شما را ارزشمند بداند  راهنماییتان می کند

|+| نوشته شده توسط کاردوو در 88/02/12  |
 مناجات
درویش عاشق

ای نوش  کرده نیش را بی خویش کن باخویش را

با خویش کن بی خویش را چیزی بده درویش را

تشریف ده عشاق را پر نور کن آفاق را

 در زهر زن تریاق را چیزی بده درویش را 

هم آدم و هم دم تویی هم عیسی و مریم تویی

هم راز و هم محرم تویی چیزی بده درویش را

تلخ از تو شیرین می شود کفر از تو چون دین می شود

خار از تو نسرین می شود چیزی بده درویش را

جان من و جانان من کفر من و ایمان من

سلطان سلطانان من چیزی بده درویش را

تو عیب ما را کیستی تو مار یا ماهیستی

خود را بگو تو چیستی چیزی بده درویش را

جان را درافکن در عدم زیرا نشاید این صنم

تو محتشم او محتشم چیزی بده درویش را

تقدیم به خالقی که بی نیاز از همه ی هستی است وهمه ی هستی گدا و درویش دریای پر سخاوت اوست

|+| نوشته شده توسط کاردوو در 88/02/12  |
 نام زیباییه امیدوارم که بااین نام بیحرمتانه ننگرییم
فال عشق
|+| نوشته شده توسط کاردوو در 88/02/12  |
 جاوید کردستان وتمام ملتهای سرافراز اریایی
|+| نوشته شده توسط کاردوو در 87/11/04  |
 منظره ای از کردستان
|+| نوشته شده توسط کاردوو در 87/11/04  |
 
 
بالا